|
عطر گل چهچه ی بلبل و نسیم سحر همه سرود عشق می خوانند و رازی را آشکار می سازند که تاکنون جرات ابراز آن را به تو نداشته ام قلبم گرفته دستم بسته وجسمم گرفتار است .روح آزاد است که هر لحظه به نزدت بیاید.فکر بال و پر می گسترد وبه دنبال آن چون عقاب بلند پروازی که در جست وجوی طعمه باشد هرگز تنهایت نگذارد .زمانی که تو را چون امید زندگی در برابر خویش می یابم آنچه در کمان عشق دارم به قلبت هدف می سازم کاش می توانستم به قلبت راه یابم .به ان گنجینه ی پر قیمتی که داری دست پیدا کنم تا بوانم زوایای آن را به چه کسی به کدامین مه پیکر داده ای؟تا بدانم آن کس که افتخار محبت تو را دارد کیست وآن گاه در صورت شکست خویش به پایت افتم و برای همیشه در مقابل چنین مصیبتی نابود گردم زیرا شکست عشق برای زن حکم مرگ است
|
About
Home
|