|
خداوندا ما عاری از هستی و رها از بیم نیستی بودیم .این تو بودی که نخست ما را از نیستی هست کردی و پایبند قید آب و گل ساختی.تو ما را از ضعف ناتوانی رهاندی و از نادانی به دانایی رساندی برای من کتاب روشن فرستادی و به امر(به معروف)و نهی(از منکر)فرمان دادی.لیک ما ما نیک وبد را در هم آمیختیم .وگاه افراط و گاه تفریط کردیم کمتر سر به فرمان بودیم بیشتر نافرما نی کردیم با این همه تو عنایت خود را از ما دریغ نکردی و نور هدایتت را از ما نپوشیدی در حالی که ما هیچ کوششی در راه آن نکردیم.اینک از این بی کوششی خود خروشانیم.پس توفیقی بده تا بکوشیم .چون دانا به سان نادانی غرق گشته دیگر چه فرقی میان دانش و نادانی است ؟از برای نغمات این نفس بد آهنگ ما راه نیکوکاری را بر ما تنگ مگردان در تنگناها راهی از رحمت به سویمان بگشای و ما را از آن راه به سوی درگاهت فرا خوان و همراه با ایمان بیرون ببر.....
|
About
Home
|